تاریخ اسم این بزرگمرد را در کنار امیر کبیر خواهد اورد

 

موسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم در سوئد روز سه شنبه محمد جواد ظریف و جان کری وزرای خارجه ایران و آمریکا را به دلیل نقش آفرینی در انعقاد توافق تاریخی هسته ای، به عنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل سال 2016 معرفی کرد. 
 
به گزارش ایرنا، طارق رئوف رییس سابق اداره هماهنگی سیاست های راستی آزمایی و امنیتی آژانس بین المللی انرژی اتمی که اکنون مدیر برنامه خلع سلاح و منع گسترش هسته ای در موسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم است، گفت که توافق بین ایران و 1+5، برجسته ترین توافق هسته ای چند جانبه در دو دهه به شمار می رود. 
 
وی یادآور شد که توافق هسته ای اعطای جایزه صلح نوبل 2016 را به جان کری و محمد جواد ظریف مسلم می کند. 
 
رئوف گفت که توافق هسته ای ایران، راه را برای اطمینان یافتن از ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران و لغو تحریم ها برای مردم این کشور هموار می کند.

برچسب‌ها: جایزه صلح نوبل, محمدجوادظریف, جان کری, توافق هسته ای, ژنو

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۴ | 0:6 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
یکی از آسان‌ترین راه‌های ایجاد تغییر در ظاهرتان، این است که تصمیم بگیرید فرق موهایتان را تغییر دهید. اکثر ما سال‌های طولانی با فرق مویی که به طور طبیعی داشتیم میگذرانیم. اما تابحال شده به این موضوع فکر کنید که آیا این مدل، بهترین مدل بر اساس شکل صورتتان است یا نه؟

انتخاب فرق موها بر اساس شکل صورت

امتحان کردن مدل‌های مختلف با شانه، به شما این شانس را می‌دهد تا مدلی را پیدا کنید که ویژگی‌های چهره‌ی شما را مشخص و نمایان می‌کند. اما بهترین قسمتش چیست؟ بهترین قسمتش این است که این کار برای شما با یک تغییر بسیار بزرگ همراه خواهد بود!

ما برای اینکه بتوانیم شما را به بهترین مسیر راهنمایی کنیم، با آرایشگر حرفه ای جیمز ویلیامز (که با کایرا سدویک همکاری می‌کند)، از سالن کانال واقع در بورلی هیلز درباره هنر یافتن بهترین فرق مو، صحبت کردیم.

صورت‌های قلبی شکل

جیمز میگوید: «صورت‌های قلبی شکل در قسمت گونه پهن‌تر هستند. فرق وسط بهترین مکمل برای این نوع صورت است، البته اگر موهایتان بلند باشد. اگر موهایتان کوتاه است و یا در اطراف صورت بطور لایه لایه قرار گرفته است، فرق وسط نتیجه‌ی عکس خواهد داشت علتش هم این است که حلقه‌های مو توجه را به قسمت‌های پهن صورت جلب می‌کنند.»

جیمز توصیه می‌کند: «فرق کج نیز به موهایتان اجازه می‌دهد تا کمی‌از پهنای پیشانی و گونه‌هایتان کاسته شود و صورتتان باریک‌تر بنظر برسد.»

صورت های گرد

جیمز می‌گوید: «از یک فرق کج پهن و بزرگ استفاده کنید تا قسمت متوازن‌تر صورتتان را بهتر نشان دهد.»

نمی‌دانید کدام قسمت بهتر است؟ جلوی آینه بایستید و یک طرف صورتتان را با یک کاغذ سفید بپوشانید. سپس کاغذ را طرف دیگر صورتتان قرار دهید. قسمتی که بیشتر دوست دارید و ترجیح میدهید، برنده است

جیمز می‌گوید: ” افرادی که صورت گرد دارند، به پوششی از مو نیاز دارند تا صورتشان کشیده‌تر و متعادل‌تر بنظر برسد.»

صورت های مربعی شکل

جیمز می‌گوید: «یک فرق کج و پهن، پیشانی و فک صورت‌های مربعی را ملایم‌تر نشان می‌دهد. «لایه‌های بلند مو وقتی به طور مورب اطراف صورت قرار بگیرند، صورت را گردتر نشان داده و زاویه‌های خشن صورت را پنهان می‌کنند. ایده آل ترین قسمت برای شروع فرقتان، دقیقا بالای قوس ابروهایتان است.

 

صورت‌های بیضی شکل

جیمز می‌گوید: «افرادی که صورت بیضی شکل دارند، راحت‌ترین کار را در پیش دارند! آنها می‌توانند هر نوع فرق، طرف، مدل و هرچیزی که می‌خواهند را انتخاب کنند!»

 

پس چرا همه چیز را امتحان نکنید؟ برای اینکه هر روز یک تغییر کوچک داشته باید مدل‌های مختلف فرق مو را از طرف‌های مختلف امتحان کنید! یا سعی کنید خلاقیت به خرج داده و یک مدل کج و معوج جدید به وجود بیاورید!

 

 



تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۲/۱۱ | 9:45 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

مایع ظرفشویی از آنجایی که شوینده  ملایمی است جایگزین بسیار خوبی برای شوینده های شیمیایی قوی تر است.

  • لکه های چربی روی لباس ها را با مایع ظرفشویی پاک کنید.


اگر روی لباستان لکه چربی ایجاد شد ابتدا مقداری مایع ظرفشویی روی آن بمالید و سپس آن را با آب بشویید، از این راه برای پاک کردن لکه روی هر نوع پارچه ای می توانید استفاده کنید. این راهکار برای لکه های روی یقه پیراهن نیز عالی است.

  • کف سرویس بهداشتی و آشپزخانه را با مایع لباسشویی بشویید.


کافی است دو قطره مایع ظرفشویی داخل سطل آب گرمی بریزید و بعد با آن کف آشپزخانه و سرویس بهداشتی را بشویید.

  • مبلمان فلزی پاسیو خود را تمیز کنید.


برای شستن و تمیز کردن مبلمان فلزی پاسیو از یک سطل آب گرم و مقداری مایع ظرفشویی استفاده کنید و سپس آن را آب بکشید.

  • زیورآلات خود را درخشان کنید.


مقداری مایع ظرفشویی داخل آب گازدار بریزید و زیور آلات خود را پنج دقیقه داخل آن قرار دهید و سپی با مسواک تمیز کنید، مثل روز اول درخشان و براق خواهند شد.

  • شانه و برس خود را تمیز کنید.


یک قطره از مایع ظرفشویی داخل مقداری آب گرم بریزید و شانه و برس را داخل آن قرار دهید، آن را از تمام کثیفی ها و چربی ها ناشی از مو و پوست سر پاک خواهد کرد.

  • لباس هایی که باید با دست شسته شوند را بشویید.


لباس هایی که به خاطر ظریف بودن باید با دست بشویید را می توانید به جای استفاده از مایع یا پودر دستی با مایع ظرفشویی بشویید.

  • میوه ها را ضدعفونی کنید.


سه قطره مایع ظرفشویی را داخل سرکه بریزید و از آن برای ضدعفونی کردن میوه ها استفاده کنید.

  • لکه های روی فرش یا موکت را از بین ببرید.


برای از بین بردن لکه های روی فرش یا موکت دو قاشق مایع ظرفشویی را داخل دو فنجان آب گرم بریزید و دستمال سفیدی که به آن آغشته کرده اید را آنقدر روی لکه بکشید تا آن را به خود جذب کند. سپس با اسفنج آغشته به آب سرد بشویید و با دستمال خشک کنید.

  • کابینت های خود را تمیز کنید.


کابینت ها نیز ممکن است هنگام آشپزی کثیف و چرب شوند برای تمیز کردن آنها، مقداری مایع ظرفشویی را با آب گرم مخلوط کنید داخل اسپری بریزید و کابینت ها را با آن تمیز کنید. بعد از آن با یک دستمال مرطوب آن را شستشو دهید و در نهایت خشک کنید.

  •  لکه های روغن کف پارکینگ را تمیز کنید.


اگر کف پارکینگ لکه‌های روغن ریخته شده است، برای تمیز کردن آن‌ها ابتدا روی آن‌ها جوش‌شیرین بپاشید و سپس چند قطره مایع ظرف‌شویی روی آن بریزید و آن را با یک فرچه پلاستیکی بسابید. سپس اجازه دهید این مخلوط برای چند ساعت روی آن بماند. سپس بشویید اگر لکه هنوز از بین نرفته بود آن‌قدر این کار را تکرار کنید تا از بین برود.



تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۲/۱۱ | 9:32 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

اطلاعات عمومــــی ( تاریــــخی)

 

وجه تسمیه هئجوان از دو کلمه هئجه + وان که هئجه به خواجه (اموزگار + معلم)  و وان (محل اتراق) که به

معنی محلی که اموزگاران زیادی داشت برگرفته شده روستای هوجقان در 6 کیلومتری شهرستان مرند فارسی

شده هئجوان است

ـــ اولین روزنامه (کاغذ اخبار) به مفهوم امروزی درزمان محمدشاه قاجار منتشر شد.

ـــ تقویم شمسی درسال 471 شمسی با همکاری  8 تن ازدانشمندان به سرپرستی حکیم عمر خیام تنظیم

گردیده است.

ـــ ماوراءالنهر نام قدیمی (ترکستان) است.

ـــ نخستین اروپایی که هند را فتح کرد اسکندرمقدونی است.

ـــ کلمه مغولی(تومان) در تقسیمات لشکری به 10000سرباز گفته می شود و فرمانده آنرا امیر تومان می نامند.

پیمان نامه صلح ورسای باعث پایان یافتن جنگ جهانی اوّل شد. 

ـــ اولیّن سکه ایرانی ( دریک ) از جنس طلا ودر زمان داریوش هخامنشی ساخته شد.

ـــ زادگاه نادرشاه دستگرد از توابع درگز خراسان است.

ـــ نام قدیمی استانبول قسطنطنیه بوده است.

ـــ بزرگترین موزه جهان موزه بریتانیا در لندن است. 

ـــ طاق کسری یا ایوان مداین در تیسفون بوده است.

ـــ آقامحمدخان قاجار بدستور عادل شاه مقطوع النسل شد.

ـــ چنگیزخان ،مخوف ترین وسنگدل ترین فاتح تاریخ، ضجه و زاری زنها و اسیران را موسیقی روحنواز می شمرد!

ـــ درجنگ جهانی اوّل برای تهیه مهمات از شاه بلوط هندی استفاده می شد.

از این گیاه،استون استخراج میشد که مادّه اصلی برای تهیه سلاحهای جنگی است.

ـــ اولین مخترعان شیشه هندیان قدیم بوده اند.

ـــ سازمان صلیب سرخ جهانی را مردی سویسی به نام (هانری دونان) در 138 سال پیش تأسیس کرد.

ـــ طراح شهربغداد فردی ایرانی به نام سهل بن سرخسی است.

ـــ نام قدیم ترکیه روم شرقی و عثمانی بوده است.



تاريخ : جمعه ۱۳۹۴/۰۲/۰۴ | 22:50 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

مادر،

تو تمام شادی هایت را به من بخشیدی و

غمهایت را در خود فرو ریخته ای،

تا نفس دارم و بعد از مرگ نیز روحم فراموشت نخواهد کرد.

ای خدای بزرگ! به من توانائی بده هرگز از پله های غرور بالا نروم و

لحظات شادم را در کنارش باشم.

کمک کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی ات را هرگز نلرزانم

و آسمان آرزوهایش را خراب نکنم.


روشن ترین آیینه ام

ای بهترین ترانــــه ام

ای تکیه گـــاه گریه ام

گریه بی بهانه ام


ابریشم نوازشــی باران خوب قصه هــــا

ای از تبار عـــاطفه دریای تلخ غصه ها


روشنتر از ستـاره ای در شام تــار بی کسی


گل میدهد در دست تـو شاخه سبز اطلسی


من ازعبورسبز تــو با بوی گل همــخانه ام

با من بگو ازغصه ات بگذارسر بر شانـه ام


ای مـــادرم آیینه ام سر تا به پا میخواهمــت


درهرشکفتن هرخزان چون یک غزل میخوانمت
بانـوی خـوب شعر من ای بهترین المــاسها

 

ای خنده های روشنت آواز خوب یـاسها


ای کوه ساکت و صبور ای گریه ات بغض زمین

از پشت اشک آیینه باغ بهارم را ببیــن


ای مـــادرم آیینه ام سر تا به پا میخواهمــت


درهرشکفتن هرخزان چون یک غزل میخوانمت



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۰ | 22:13 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

این مصاحبه برام خیلی جالب بود لطفا تا اخر بخونیدش

سالار پولاد جوان روستایی است که حالا در اینستاگرام ۱۴ هزار فالوئر دارد. او که همه شهرت مجازی خود را مدیون اینستاگرام است می گوید: چهره‌های معروف وقت‌شان را در اینستاگرام تلف می‌کنند.



مجله مهر: مردی که کیلومترها از پایتخت دور است صبح ها ساعت سه از خواب بیدار می شود و تا هشت شب کار می کند. در مزرعه مسئول گاوهاست و به قول خودش یک پا دامپزشک به حساب می‌آید. «سالار پولاد» نام آشنایی برای کسانی است که در اینستاگرام فعالیت می کنند صفحه ای که متعلق به محمد قاسم ترابی، روستایی ای است که می گوید با پارتی بازی دیپلم هم گرفته است. بیش از ۱۴ هزار نفر صفحه را دنبال می کنند و طرفداران زیادی پیدا کرده است. به همین دلیل روزنامه اعتماد در ویژه نامه نوروزی خود به سراغ این جوان محبوب رفته است:

عکس های او ساده و از فعالیت های روزمره اش است. شاید نخستین سوالی که به ذهن برسد این باشد که چگونه یک روستایی که شاید از تکنولوژی که در شهرهای بزرگ هست، دور باشد این اندازه بتواند محبوبیت کسب کند. تفاوت در «فکر» او دلیل این اتفاق است. محمد معتقد است که انسان ها باید در زندگی شان مفید باشند و اگر کسی در زندگی مفید نیست وقت خودش را تلف می کند. تفاوت زندگی سنتی و دلچسب او با زندگی مدرن بقیه ایرانی ها باعث شده تا در تمام نقاط دنیا عکس های او را دوست داشته باشند. چهره های مختلف سیاسی، فرهنگی و ورزشی در اینستاگرام، شبکه های اجتماعی که در سال گذشته بی شک مهمترین شبکه اجتماعی به حساب می آمده، حضور دارند؛ چهره هایی که از سه تا ۹۰۰ هزار فالوئر دارند اما هیچ کدام به اندازه «سالار پولاد» جذاب نیستند و به نظر خود محمد ترابی آنها در حال تلف کردن وقت خودشان در اینستاگرام هستند. «اعتماد» او را به عنوان یکی از چهره های سال شبکه های اجتماعی معرفی می کند و در این گفتگو با او درباره تمام اتفاقات زندگی اش تا امروز گپ زده است.

 

*خودتان را معرفی کنید و بگویید که چه تحصیلاتی دارید و چند سال تان است؟

محمد قاسم ترابی هستم، سنم هم ۲۸ سال تقریبا، دیپلم هم هستم.

*چرا در بیوگرافی خودتان در اینستاگرام نوشته اید که بی سواد هستید؟

بی سواد که نمی دونم. والا نسبت به علم و دانش دیگران سواد ما آنچنان نیست، همین دیپلم را هم با پارتی بازی گرفتیم (می خندد). کاردانش خواندم منتها به تناسب شغل، یکی از شاخه های آن که گاوداری صنعتی بود را خواندم، بهداشت دام و طیور رشته ما بود.

*دوست نداری ادامه تحصیل بدهی؟

کی از تحصیل بدش می آد، اما موقعیت شغلی ام ایجاب می کند که باید هر روز سر کار باشم و نمی‌توانیم کار دیگری داشته باشیم یا درس بخوانیم.

*دقیقا کجا زندگی می کنی؟

استان گلستان، شهرستان بندر گز، در خود شهرستان زندگی نمی کنم در یکی از روستاهای توابع، روستای گز شرقی زندگی می کنم.

*چرا اینستاگرام راه انداختی، اصلا فکر می کردی این اندازه مشهور شوی؟

حقیقتش را بخواهید اصلا فکرش را نمی کردم که کار به این جاها بکشه، اینقدر در دنیای مجازی آدم ها به همدیگر نزدیک باشند و حتی یک آدم پیشرفت کند یا اسمی به هم بزند، همه برادرهای بزرگ در دنیا می روند کار می کنند تا برادر کوچک تر را بفرستند دنبال کار و دانش؛ من رفتم در مزرعه کار کردم تا برادر بزرگ تحصیلاتش را تمام کند.

 

*در واقع شما کار کردید تا برادر بزرگ درس بخواند؟

بله، همین طور است.

*برادر شما چه رشته ای می خواند، در چه مقطعی؟

دکترای ام بی ای در تهران می خواند. به تازگی تز او را قبول کرده اند.

*به راه اندازی صفحه اینستاگرام چه ارتباطی دارد؟

برادرم نخستین حقوقش رو برای من گوشی اندروید گرفت، من لمسی بلد نیستم اون گفت همه دارن تو هم استفاده کن و می توانی عکس و متن به اشتراک بگذاری. گفت این صفحات در دنیای مجازی صفحه های اجتماعی هستند و تو از کار و طبیعت می توانی عکس بگیری و به اشتراک بگذاری و به من اینستاگرام را معرفی کرد و گفت که در گوشی نصب می شه. گفت که شب که میای خونه عکس می‌ذاری تا آدم هایی که در شهر هستند لذت ببرند. اوایل اهمیت نمی دادم و وقت نمی گذاشتم و کارم خیلی زیاد بود. برادرم صفحه من را راه اندازی کرد اما کم کم خودم این صفحه را جلو بردم.

*چرا اسم پروفایل تو در اینستاگرام «سالار پولاد» است؟

اسم رو برادرم گفت می خوای چی بذاری، منم یه جفت سگ داشتم که جفتشون مردن و خیلی قوی بودن، یکی سالار بود، یکی پولاد. من دیدم که آنها برای من و مزرعه زحمات زیادی کشیدند و برای قدردانی از آنها بود که اسم پروفایلم را سالار پولاد گذاشتم. این کمترین کاری بود که می توانستم برای آنها انجام بدهم. کار دیگری از دستم بر نمی آمد.

*رفتار مردم با تو چطوری بوده؛ چه اینستاگرام، چه در روستا و شهر خودت؟ مردم روستا متوجه حضور تو در اینستاگرام شدند؟

اره متوجه شدند. حقیقتش را بخواهی درسته که ما در روستا زندگی می کنیم اما روستا روز به روز مدرن تر می شود. روستا تبدیل به شهر شده. حتی تازگی ها آسفالت کردند و مردم هم پلاک شده اند (می خندد) خیلی از مردم روستا که آدم های تحصیلکرده و استاد دانشگاه بودند اینستاگرام داشتند. آنهایی که از این گوشی ها داشتند آدم های پولدار و ارباب و زمین دار هستند و بچه های دانشجو دارند که برای آنها راه اندازی می کنند یا دکتر یا مهندس هستند، بقیه مردم نمی دانند صفحه لمسی و اندروید چی هست و اینهایی که دارند تا چند وقت پیش نمی دانستند که من دارم و باورشان نمی شد که من با این موقعیتی که در روستا دارم اینقدر توانایی داشته باشم که این کار را کنم و با تعجب حرف می زنند و می گویند که کارت ۲۰ است.

*اکثر کسانی که تو را فالو می کنند از ایران هستند؟

از سراسر دنیا هستند. البته همه ایرانی هستند. بیش از ۵۰ درصد، ایرانی های خارج از کشور هستند. شدیدا به عکس های من علاقه دارند. از شهرهای بزرگ مثل تهران هم هستند و خیلی به من علاقه دارند. من واقعا فکرش را هم نمی کردم.

*به این نتیجه رسیده ای که خیلی از ایرانی هایی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند یا خارج از کشور هستند، حسرت زندگی تو را دارند؟

این به من ثابت شد و اصلا فکر نمی‌کردم که کسی این زندگی سخت من را انتخاب کند واقعا فکر نمی کردم. باور کنید کاری که ما انجام می دهیم خیلی سخت است از نظر جسمی. تا کسی نیاید کارها را انجام ندهد متوجه نمی شود. صبح از سه باید بیدار شوی و تا هشت شب کار انجام دهیم. در روستاهای ما از ۵۰ سال به بعد صددرصد دیسک کمر می گیریم، فشار کار خیلی زیاد است. من واقعا تازه متوجه می شوم که چقدر آدم هایی هستند که می خواهند جای من زندگی کنند و اینقدر زندگی در شهر به آنها فشار آورده است.

*چه حسی داری که ۱۴ هزار نفر کارهای تو را دنبال می کنند؟

واقعا من خودم با تعجب نگاه می کنم. تعداد فالوئرهای من نسبت به خیلی از بازیگرها زیاد نیست اما برای یک آدم عادی این تعداد خیلی زیاد است ولی خب واقعیتش اینقدر مردم سادگی و طبیعت را دوست دارند که من هنوز در تعجبم، در دنیای واقعی این اندازه مدرن بودن یک جور کسالت آور است، اینجا هر روز و هر ساعت یک تنوع برای ما هست، گاو یا گوسفندها زایمان می کنند و به خوبی ما شاهد تغییر فصل ها هستیم، درختان هر روز اینجا یک رنگ است.

*تا حالا تهران یا یه شهر بزرگ دیگه رفته ای ؟

کلا دو بار بیشتر تهران نیامدم که یک بار به قم رفتم و نذر داشتم. واقعا بیشتر از دو روز نتوانستم تحمل کنم و سریع به شهر خودمان برگشتم. نمی دانم که مردم چه جوری در این شهر زندگی می کنند. واقعا به خاطر این جایی که زندگی می کنم خدا را شکر می کنم.

*دقیقا این روزها چه کارهایی انجام می دهی؟

در مزرعه هرکسی وظیفه خاصی دارد. من و پدر و پسر عمویم در مزرعه کار می کنیم. هرکس یک وظیفه ای دارد. من مثلا مسئول گاوها هستم. اگر مریض شوند من آمپول و سوزن به آنها می زنم و البته بقیه حیوانات را هم من می توانم معالجه کنم. تو این بخش، حرفه ای هستم. در واقع خودم یه پا دامپزشک هستم. در باغ و مزرعه هم فعالیت هایی را انجام می دهم، صبح و غروب می رویم برای دوشیدن گاو و این کار تا میانه روز ادامه دارد. الان موقع کاشتن نهال است. همیشه اسفند ماه برای کاشتن نهال است. الان هم مشغول کاشت و کوددهی هستیم. از ۲۰ روز دیگر کارهای شالیزار شروع می شود.

*چه چیزهایی در باغ خود کاشته اید؟

تقریبا همه چیز به جز آناناس و نارگیل در باغ ما وجود دارد، حتی ما یک درخت موز داریم.

*وضعیت زندگی مردم در روستای شما چگونه است؟

واقعیت این است که هیچ وقت مردم روستاها در رفاه و در وضعیت مرفه زندگی نیستند و این تبدیل به موقعیت اجتماعی شده است. اکثر روستاها بدهکاری دارند و شاید پیش خودتان فکر کنید کسی که این همه زمین دارد و دامدار است پس حتما  وضع خوبی دارد، همیشه خرج بیش از دخل است، یادم می‌آید سال گذشته برف آمده بود و کل مرکبات را خشک کرد، بدهی زیادی روی دست کشاورزان گذاشت و آنهایی که نداشتند مجبور شدند طلا و جواهر همسرشان را بفروشند. حتی عده ای هم بودند که نصف گاو و گوسفندان شان را فروختند. اما هنوز امسال بازار شل و قیمت ها پایین است. دولت هم واردات را زیاد کرده.

*الان با چه گوشی عکس های اینستاگرام خودت را می گذاری؟

پست گذاشته بودم درباره این مسئله که حذفش کردم. واقعیتش را بگویم که الان من یک گوشی نوکیای معمولی دارم. گوشی اندروید ندارم. گوشی من از روی تراکتور افتاد شکست و له شد. دلیل اینکه کیفیت عکس های من متفاوت است همین مسئله است که باید گوشی های اندرویددار قرض بگیرم و پسوردم را وارد کنم تا بروم داخل صفحه ام. متاسفانه وضعیت اقتصادی من باعث شده نتوانم یک گوشی اندرویددار برای خودم بخرم.

 

*اینستاگرام چه اندازه به زندگی تو کمک کرده است؟

برای خرید گاو و گوسفند خیلی پیشنهاد داشته‌ام اگر کسی بخواهد از اینستاگرام پول دربیاورد می‌تواند این کار را انجام دهد. شهرتی که از این راه به دست آوردم؛ از راه روزنامه‌ها و شبکه‌هایی است که درباره من نوشته شده است. یک مجله خارجی هم خبرنگار فرستاد از من و روستا عکس گرفت و کلی گیر داده بودند که می‌خوان با من مصاحبه و گزارش تهیه کنند. شبکه یک و شبکه سه هم اینستاگرام من را نشان دادند. چند هفته پیش دیدم خبرگزاری‌ها هم این کار را کرده‌اند. هم خودم و هم خانواده‌ام متعجب هستند که چطوری در یک فضای ساده با عکس‌های ساده این اندازه می‌توان تاثیرگذار بود.

*کی اینستاگرام خودت را راه‌اندای کردی؟

حدودا دو سال پیش صفحه را راه‌اندازی کردم.

*خانمت چه اندازه با تو در پیش بردن این صفحه اینستاگرام همکاری کرده است؟

واقعیتش این است که علاقه ندارد و می‌گوید «به کارت صدمه می‌زند و شب نیم ساعت هم می‌آیی خونه با این خستگی می‌ری سمت گوشیت.» اما برادر و خواهرها علاقه دارند و خیلی کمکم می‌کنند. خیل علاقه نشان دادند اما مادرم و پدرم و به صورت کلی اهالی روستا معتقدند که گوشی و اینترنت خانواده را از هم می‌پاشاند. همیشه برای استفاده از اینستاگرام و عکس گذاشتن از خانمم اجازه می‌گیرم بعدا این کار را انجام می‌دهم.

*چه برنامه‌هایی از گوشی‌های هوشمند را دوست داری؟

برنامه‌هایی که خیلی خوب باشند زیاد هستند. دوستان زیادی از طریق اینستا پیدا کردم و با آنها رفاقت دارم. خیلی‌ها هستند که می‌آیند مزرعه و با من در ارتباط هستند و شهرهای مختلف حتی از تهران رفیق‌های زیادی پیدا کردم. اکثر دوستانم پیشنهاد می‌دهند بیا واتس‌آپ و وایبر تا گروه تشکیل بدهند و من هم باشم، خیلی علاقه‌ دارند. ولی من واقعا وقت این کارها را ندارم. البته قبلا در گوشیم واتس‌آپ و وایبر هم بود که متاسفانه گوشیم از بین رفت.

*چقدر شهر می‌آیی؟

شهر که اصلا نمی‌آیم اگر موقعیت پیش نیاید خودم علاقه ندارم، اگر بروم برای گرفتن دارو یا سم می‌روم. برای رفتن خانواده به دکتر و بیمارستان مجبوریم بریم.

*چند فرزند داری؟

یکی. دختر هست و یک سال و شش، هفت ماهش است.

*شده مردم تو را اذیت هم کنند، دست بیندازند یا هر چیز دیگری؟

از هر ۲۰ نفر بالاخره چند نفر هستند که می‌گویند «برو همون چوپونیت رو بکن یا تو رو چه به این کارها»، مثلا می‌گویند که «تو داری آبروی خانواده و کارت را می‌بری». برای من مهم نیست بالاخره این آدم‌ها هم وجود دارند.

*چه مشکلاتی در زندگی داری؟

خداییش در زندگی خودم هیچ مشکلی ندارم، وقتی زندگی خیلی‌ها را نگاه می‌کنم فقط خدا را شکر می‌کنم و اگر خدا سلامتی هم به ما بدهد واقعا هیچ مشکلی ندارم. تنها مشکلاتی که هست مشکلات اقتصادی است که آن هم حل می‌شود. در کل هیچ مشکلی ندارم. واقعا خدا را شکر می‌کنم.

*در بین این چهره‌های معروفی که در اینستاگرام هستند و فالوئرهای زیادی دارند کدام را می‌پسندی؟

من خیلی‌ها را می‌بینم که فالوئرهای زیادی دارند، اما حقیقت را بخواهی در کل اینستاگرام هیچ چیز جالبی پیدا نکردم، معمولا صفحات شخصی بوده یا می‌خواستند چیزهای مختلفی را تبلیغ کنند. مثلا عکس می‌گذارند که آخرین شام‌شان چه بوده یا با ماشین آخرین مدل عکس می‌گذارند یا می‌روند استانبول عکس می‌گذارند که چه بشود واقعا. هیچ‌کدام عکس‌ها و کارهای جالبی ندارند.

*اگر صفحه اینستاگرام یکی از چهره‌های معروف دست تو بود دقیقا چه کار می‌کردی؟

واقعیتش را بخواهید پدرم همیشه یک نصیحت می‌کند. او می‌گوید آدم باید در جامعه و خانواده مفید باشد. من می‌گویم آدم باید در جامعه خودش و در زندگی خودش برای مردم مفید باشد، بی‌فایده نباشد. باور کنید اگر این‌قدر مردم علاقه پیدا نمی‌کردند اینستاگرامم را صد بار می‌بستمش. اگر در روز یک درخت در یک ساعت بکارم می‌تواند کلی برای من خوب و مفید باشد و میوه‌ها را آدم‌ها استفاده کنند. به نظرم این چهره‌های معروف وقت خودشان را در اینستاگرام تلف می‌کنند.

 

 



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۹ | 0:26 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
این خبر مربوط است به 8 فروردین 94خبر تقلب در یکی از امتحانات مدارس هندوستان جهانی شد. فیلم های این تقلب سراسری در مدت کوتاهی بارها در شبکه های اجتماعی منتشر شد

 

خبر تقلب در یکی از امتحانات مدارس هندوستان جهانی شد. فیلم های این تقلب سراسری در مدت کوتاهی بارها در شبکه های اجتماعی منتشر شد.

مجله مهر- عطیه همتی:

تقلب کردن در امتحانات یک پدیده قدیمی است. اما هفته گذشته در شهر «بیهار» هندوستان این موضوع به معنای واقعی کلمه انجام شد. گزارش های خبری و تصویری از مدارس این منطقه به خوبی نشان می دهد که خانواده و بستگان دانش آموزان چگونه برای تقلب رساندن از دیوار ساختمان مدرسه بالا رفتند. این افراد با در دست داشتن برگه ای می خواستند آن را به دانش آموزان در حال امتحان برسانند.

عکس و فیلم این رویداد به سرعت در هند و رسانه های جهان منتشر شد. سطح این تقلب در برخی مناطق آنقدر زیاد بود که پلیس ها در اطراف بی اراده ایستاده بودند و فقط مشغول دیدن این رویداد عجیب و خنده دار بودند. تصاویر منتشر شده از این امتحان پایان ترم به خوبی نشان می دهد که بسیاری از دانش آموزان با در دست داشتن برگه هایی به عنوان تقلب در حال امتحان دادن بودند. اما با این حال پلیس در برخی مناطق برگزاری آزمون چند نفر از والدین و بستگانی را که در این تقلب رسانی شرکت داشتند دستگیر کردند.


معضل تقلب در هندوستان بسیار جدی است و دولت بارها گفته است که نمی تواند بدون همکاری مردم و والدین امتحانات منظمی را برگزار کند. این در حالی است که خود والدین تمام تلاش خود را برای رساندن تقلب به فرزندشان انجام می دهند. به گفته کارشناسان آموزش و پرورش تقلب در امتحانات تنها یکی از نشانه های مشکلات عمیق در سیستم آموزشی کشور است.

تقلب در امتحانات مناطق روستایی این کشور به طرز خارق العاده ای وجود دارد و دولت ناتوانی خود را درباره کنترل این موضوع اعلام کرده است.

منبع سایت خبری مهرنیوز



تاريخ : شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۸ | 23:33 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود


بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه


بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد


بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو اورد از تو کوچه تو خونه


خیاط ما یه غربیل باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه منتظر یه مهمون


بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی


یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود


یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود

آخ که چه زود قلک عیدیهامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد


چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت


بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد


یه حرف که از حرفهای من کتاب شد
حیف که همش یوال بی جواب شد


دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود


بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود


بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی


وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه


یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود

 

چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت

 



تاريخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۹ | 21:39 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
مي‌توانيد با انتخاب شيفت شبانه كار، حقوق بيشتري بگيريد اما مراقب عواقب اين انتخاب باشيد! محققان مي‌گويند ساعت طبيعي بدن شماست كه تعيين مي‌كند در چه زماني از شب و روز چه فعاليتي را انجام دهيد

مي‌توانيد با انتخاب شيفت شبانه كار، حقوق بيشتري بگيريد اما مراقب عواقب اين انتخاب باشيد! محققان مي‌گويند ساعت طبيعي بدن شماست كه تعيين مي‌كند در چه زماني از شب و روز چه فعاليتي را انجام دهيد. از نظر پژوهشگران ناديده گرفتن ساعت طبيعي بدن، نه‌تنها كارايي يا تمركزتان را كمتر مي‌كند، بلكه به سلامت جسم و روان‌تان هم آسيبي جدي مي‌زند. از نظر پژوهشگران از تغذيه گرفته تا سفرهاي مكرر، همه مي‌توانند ساعت بيولوژيك بدن را دچار اختلال كنند. با اين وجود، اگر بخواهيد زندگي‌تان را براساس برنامه‌اي كه در اين صفحه‌ها مي‌آوريم تنظيم كنيد، خيلي زود مي‌توانيد جسم‌تان را به چرخه طبيعي‌اش برگردانيد. اما اگر احساس کردید راهنمای ما با وضعیت خواب و بیداری شما نمی‌خواند، به سوالات تست صفحه سوم پاسخ دهید تا بفهمید که در گروه جغدها جا می‌گیرید یا گنجشک‌ها.


۰۶:۰۰ تا ۸:۵۹

وقت بيدار شدن است

ساعت بیداری

وقت آن رسيده كه بيدار شويد و با پايان دادن به خواب، از خطر حمله قلبي فرار كنيد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد بيشترين تعداد حمله قلبي در اين ساعات اتفاق مي‌افتد.

از ساعت 6 تا 9 صبح، رگ‌های خونی سخت‌تر و انعطاف‌ناپذيرتر شده و خون شما هم غلیظ‌تر و چسبنده‌تر از ساعات ديگر است. به همين دليل فشارخون شما در اين زمان به بيشترين اندازه مي‌رسد و قلب‌تان با تهديدي جدي روبه‌رو مي‌شود. گرچه اين ساعات براي ورزش كردن ايده‌آل نيستند اما بدن شما ترشح هورمون خواب را متوقف كرده و براي فعاليت‌هاي روزانه در حال آماده شدن است. در اين زمان در بدن مردها تستسترون بيشتري ترشح مي‌شود.

۹:۰۰ تا ۱۱:۵۹

وقت کار  است

ساعت کار


در اين ساعات شما بالاترین سطح هوشیاری را داريد و مي‌توانيد از قدرت خارق‌العاده حافظه كوتاه‌مدت‌تان استفاده كنيد.

بي‌دليل نيست كه اغلب ادارات كارشان را ساعت 8:30 تا 9 صبح آغاز مي‌كنند. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ساعت 9 بهترين زمان براي انجام كارهاي فكري است. کورتیزول كه همان هورمون استرس است در اين زمان به بالاترین میزان طبیعی خود می‌رسد و عملکرد مغز و میزان هوشیاری شما را بالاتر مي‌برد. از نظر محققان در ساعات قبل از ظهر بدن بیشترین بازدهی روزانه را دارد. پس اين فرصت را براي انجام كارهاي حساس و مهم غنيمت بدانيد.

12:00 تا ۱۴:۵۹

وقت چرت  است

وقت ناهار رسيده و دستگاه گوارش‌تان آماده فعاليت بيشتر است. همزمان با آن، ذهن‌تان كمترين آمادگي را براي پردازش اطلاعات دارد، پس در چنین ساعتی، بهتر است بی‌خیال درس خواندن شوید.

از نظر محققان در اين ساعات بالا بودن شمار سوانح جاده‌ای، به همين دليل است. بدن شما براي خواب بعد از ظهر آماده شده و بهتر است هر فعاليتي كه نياز به هوشياري بالا دارد را كنار بگذاريد و در اين ساعات از رانندگي يا تنظيم گزارش‌هاي مهم كاري پرهيز كنيد. از نظر محققان، برای بازیابی انرژی‌تان می‌توانید چند دقیقه‌ای چرت بزنید و به هیچ چیز مهمی فکر نکنید.

۱۵:۰۰ تا ۱۷:۵۹

وقت ورزش است

ورزش


كارشناسان ورزش مي‌گويند قبل از هر فعاليت ساده‌اي بدن شما به گرم شدن نياز دارد اما در اين ساعت، بدن‌تان به خودي خود گرم است و عضلات در اين زمان ۶ درصد قوی‌تر از ساعات ديگر هستند.

حالا كه بدن‌تان آماده تحرك و فعاليت است، بهتر است لباس‌هاي ورزشي‌تان را حاضر كنيد و به باشگاه برويد. شش‌ها، قلب و عروق در اين ساعات بهترين عملكرد را دارند و دماي بدن شما به بيشترين ميزان خود رسيده است. ورزشكاراني كه شانس مسابقه دادن در اين ساعات را دارند، گاهي با كمك اين آمادگي بدني ركوردهاي جهاني را به شكل حيرت‌آوري مي‌شكنند.

۱۸:۰۰ تا ۲۰:۵۹

وقت پرخوري نيست

وقت شام


اگر اهل شام خوردن هستيد، اين زمان را به شما پيشنهاد مي‌كنيم اما حتي در صورتي كه قبل از ساعت 21 سفره شام را بچينيد، باز هم نبايد منوي مفصلي براي وعده شبانه غذا خوردن‌تان انتخاب كنيد.

پژوهش‌ها نشان مي‌دهد اين ساعات بدترين زمان برای خوردن غذای مفصل است و هرچه از آن بگذريد هضم غذا براي بدن سخت‌تر مي شود. بررسي‌ها ثابت كرده كه خوردن غذاهای سنگین در اين ساعات و بعد از آن خطر چاقی مفرط و دیابت را افزایش می‌دهد.  اما مطمئن باشید اینها تنها خطراتی نیستند که شما را تهدید می‌کنند. قطعا خواب ناآرام و خطر تنگی نفس و گرفتگی عروق در خواب گریبان کسانی که اهل خوردن شام‌های سنگین هستند را بیشتر می‌گیرد.

۲۱:۰۰ تا ۲۳:۵۹  وقت خواب است
 

 

در اين ساعات هورمون ملاتونین ترشح مي‌شود و دمای قسمت مرکزی بدن پايين مي‌آيد. تغييراتي كه در سطح هورمون‌ها و دماي بدن اتفاق مي‌افتد شما را براي يك خواب آرام و چند ساعته آماده مي‌كند.

غده صنوبری مغز هورمون ملاتونینرا می‌سازد تا با كمكش خواب آرامي را تجربه كنيد. ساعت بيولوژيك شما بر همه اندام‌هاي‌تان تاثير مي‌گذارد و با كاهش هوشياري و كارايي‌تان از شما مي‌خواهد هرچه زودتر به رختخواب برويد. البته همه آدم‌ها در ساعت يكساني اين حالات را تجربه نمي‌كنند. اگر طبیعت شما بیشتر شبیه گنجشک باشد خواب‌آلودگی زودتر سراغ شما می آید و اگر شبیه جغد باشید، دیرتر.

۰۰:۰۰ تا ۰۲:۵۹

وقت تعطيل شدن است

با پايان يافتن اين زمان، توانايي شما براي فرار از خواب كمتر مي‌شود. میزان هورمون خواب يا ملاتونین، در بدن شما به حداکثر و هوشياري و تمركز شما به پايين‌ترين اندازه می‌رسد. اگر قرار است فردا کار مهمی را تحویل دهید، چندان به موفقیت خود امید نداشته باشید. چراکه احتمال اینکه مغزتان شما را در انجام آن یاری دهد چندان زیاد نیست.

مغز به زماني براي پاكسازي و تثبيت خاطرات روزانه نياز دارد. پس با بيهوده هوشيار نگه‌داشتن آن، اين زمان را از دست ندهيد. شب‌كاري يا انجام فعاليت‌هاي مهم در اين ساعات، جسم و روان شما را با خطرات جدي روبه‌رو مي‌كند. پس بهتر است به توصيه محققان گوش كنيد و در اتاقي تاريك خود را به خواب بسپاريد.


۳:۰۰ تا ۵:۵۹

وقت زايمان است

شما هنوز آرام و خواب‌آلوده‌ايد اما به زمان هوشياري نزديك‌تر مي‌شويد. درحالیکه شما در خواب عمیق شبانه هستید، بسیاری از فرزندان آینده پا به این دنیا می‌گذارند و آمارها نشان مي‌دهد كه بیشتر زایمان‌های طبیعی در این ساعات از شب اتفاق می‌افتد.

درست است كه سطح ملاتونين بدن شما هنوز بالاست اما با نزديك شدن به سحر، اين ميزان هر لحظه كمتر مي‌شود. دمای قسمت اصلی بدن کمتر از مواقع دیگر است اما انرژی بدن‌تان براي فعاليت‌هاي ديگري مثل ترمیم پوست صرف مي‌شود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه احتمال حمله‌های آسمي در اين ساعات بیشتر است.

به سوالاتی که در قسمت ادامه مطلب نوشته شده پاسخ دهید تا مشخص شود شما جغد هستید یا گنجشک

 



تاريخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۹ | 14:59 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
1. جملاتی را بر رویِ دیوار بچسبانید که به شما انگیزه بدهند.

این جملات را جایی بچسبانید که معمولاً در آن کار می‌کنید. برخی از جملاتِ محبوب می‌توانند این‌ها باشند: «برای داشتنِ زندگی آسان دعا نکنید، برای قوی‌تر بودن دعا کنید؛ دعا نکنید که کار‌ها با نیروی‌تان برابر باشند، آنوقت انجامِ دادنِ کارتان معجزه به حساب نمی‌آید، در صورتی که باید معجزه کنید» (فیلیپس بروکز، نویسنده). 
 «اولین قدم را بردارید؛ لازم نیست که به کلِ پله‌ها نگاه کنید؛ تنها اولین قدم را بردارید» (مارتین لوترکینگ، مدافعِ حقوق بشر). 
 «هر روز 100% از توانایی‌تان را برای انجامِ کار‌ها به کار بگیرید. زیرا اگر امروز 80 درصد سعی کنید، فردا باید برای جبرانش 120 درصد تلاش کنید.» (نا‌شناس). 
2. این جملات را هر ماه عوض کنید.
ما انسان‌ها به همه چیز بسیار سریع عادت می‌کنیم و پس از مدتی جملاتِ الهام‌بخشی که رویِ دیوار چسبانده‌اید، تبدیل به جزئی از پیش‌زمینه می‌شوند که دیگر توجه‌مان را بر نمی‌انگیزند. برایِ جلوگیری از اتفاقِ چنین چیزی، این جملات را هر ماه با جملاتِ جدیدی تعویض کنید. 
3. کشف کنید که چه زمانی بهتر کار می‌کنید؟
احتمالاً شما در زمانِ خاصی از روز بهتر کار می‌کنید. این زمان را برایِ خودتان مشخص کرده و سعی کنید کار‌های مهم و خلاقانه‌تان را در آن زمان به انجام برسانید. این رویکرد کیفیتِ کارتان را افزایش خواهد داد. 
4. کارهایِ دشوار را اول انجام دهید.
همه ما دوست داریم که کار‌هایمان را از لیست خط بزنیم و این کار را معمولاً از آسان‌ترینِ آن‌ها شروع می‌کنیم. اما این کار از بازدهِ کاری‌تان می‌کاهد؛ به یاد داشته باشید که ابتدا کارِ دشوار را به انجام برسانید؛ هنگامی که دشوار‌ترین کارتان را به انجام رساندید، انگیزه‌تان برایِ انجامِ کارهایِ دیگر افزایش می‌یابد. 
5. هنگامی که بیدار می‌شوید، لبخند بزنید.
این کار ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما می‌تواند کیفیتِ زندگی‌تان را افزایش دهد. ساعتی که زنگ می‌زند و صبح‌ها شما را بیدار می‌کند، «ساعتِ شانسِ» شماست؛ زیرا در هر روز شانس‌های زیادی برای آموختن، ایجادِ روابط با دیگران، استفاده از مواهبِ زندگی و لمسِ زیبایی‌ها خواهید داشت. اگر خودمان را مُجاب کنیم که به این مواردِ شگفت آور در زندگی‌مان بیاندیشیم، راهی جز لبخند زدن باقی نمی‌ماند. 
6. در انتهایِ روز، لیستِ کار‌هایی را که باید انجام می‌دادید، مرور کنید.
حتی اگر نتوانسته‌اید هر آنچه را که در لیستِ کار‌هایتان بوده است، به انجام برسانید، لیست‌تان را در انتهایِ روز چک کنید؛ از این طریق علی‌رغمِ اینکه نتوانسته‌اید هر آنچه را که می‌خواهید به انجام برسانید، پیشرفتی که داشته‌اید را به خود یادآوری می‌کنید. اما در صورتی که هر آنچه را که در لیست نوشته‌اید، انجام داده‌اید، باید به خودتان افتخار کنید. این به شما یادآوری می‌کند که وقتِ جشن گرفتنِ موفقیت‌تان است. 
7. همه چیز را جشن بگیرید.
اگر به دنبالِ موقعیتی برای جشن گرفتن باشید، مواردِ زیادی را خواهید یافت. یاد بگیرید که برای چیزی‌های کوچک نیز جشن بگیرید: مثلاً به اتمام رساندنِ یک گزارش، یا تکلیف؛ برای جشن گرفتن می‌توانید به ساحل بروید، کتاب بخوانید و یا غذا یا اسنکِ موردِ علاقه‌تان را بخورید. با جشن گرفتن شما از نکاتِ جزئی و کم اهمیت اما عمیقاً زیبایِ زندگی‌تان آگاه می‌شوید. 
8. کتاب‌های انرژی‌بخش بخوانید.
پُر کردنِ ذهن‌تان با پیام‌ها و جملاتِ انرژی‌بخش، مهم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. اکثرِ پیام‌هایی که ما از تلویزیون یا رادیو دریافت می‌کنیم، منفی هستند: «گرم شدنِ کره زمین»، «مشکلاتِ اقتصادی» و...؛ اما در صورتی که روزانه 10 دقیقه از وقت‌تان را به خواندنِ کتاب‌هایی با جملاتِ الهام‌بخش اختصصاص دهید، توانایی مقابله با این بدبینی‌ها و نا‌امیدی‌ها را به دست خواهید آورد. کتابی که انتخاب می‌کنید، می‌تواند یک کتابِ زندگی‌نامه، رمان یا تاریخ باشد... تنها اطمینان حاصل کنید که کتاب دارای پیام‌های مثبت است. 
9. هر روز مقداری از وقت خود را به ارتباط با دیگران بگذرانید.
حتی درونگرا‌ترین انسان‌ها نیز برای کسبِ انرژی موردِ نیاز خود به برقراری ارتباط‌های منظمِ اجتماعی احتیاج خواهند داشت. هر چه باشد، هنگامی که از خود می‌پرسیم که چه چیز برایمان مهم است، ارتباط با دوستان و خانواده‌مان در ابتدایِ لیست ظاهر می‌شوند. اگر روابط تا این اندازه برایمان مهم هستند، پس جایِ تعجب ندارد که به آن‌ها وقت اختصاص دهیم. خوردنِ شام با خانواده و یا صحبت با یک دوستِ نزدیک، می‌تواند روحِ ما را شاد کند و به ما انگیزه و الهام ببخشد. 
10. دورتان را با افرادی که مثبت هستند محصور کنید.
شما باید دوستان‌تان را با دقت انتخاب کنید. شما نمی‌توانید اعضایِ خانواده‌تان را انتخاب کنید، اما می‌توانید دوستانتان را آگاهانه انتخاب نمایید. گفته شده است که انسان، میانگینی از 5 فردی است که بیشترین وقتِ خود را با آن‌ها صرف می‌کند. این بدین معناست که اگر این 5 نفر، شاد، پُر انگیزه، الهام بخش و سخت‌کوش باشند، ناگزیر شما نیز همین‌طور خواهید شد. بر عکس اگر این افراد، بدبین، بداخلاق، غیر صادق و تنبل باشند، شما نیز در مدت زمانی نه چندان زیاد، همانندِ آن‌ها خواهید شد. 
11. هر روز حداقل 15 دقیقه وقت را به تنهایی سپری کنید.
این مورد در تضاد با اجتماعی بودن نیست و تکمیل کننده آن است. در تنهایی شما می‌توانید فکر و خیال‌پردازی کنید. همچنین این زمان فرصتی است که خود را از مشغولیت‌های ذهنی جدا کنید و فکر کنید که چه چیز‌هایی واقعاً برای تان مهم هستند. 
 
مترجم: نغمه خالقی


تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۲۶ | 9:57 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
۷ از ترکیب دو عدد ۳ و ۴ ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند.

به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.

هرودت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته می شوند.

آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته ۷ روز دارد، ۷ حسن خداداد، ۷ گناه کبیره، ۷ مرحله در زندگی انسان، ۷ طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بی شمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانهاست.

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۱۳ | 9:31 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.


4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.

6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.



9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.

10-از دوراندیشی وبرنامه ریزی عاجزیم وغالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.


 


11-عقب افتادگی مان رابه گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،

ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم.



12-دائما دیگران رانصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمیکنیم.


13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!

15-زمانی که مامشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی راگسترش دادند.



16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم

نجوم را بنا نهادند.

17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد

 بیاری می
گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار می دهند، ولی ما انها را 

برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما ، ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه میکنیم.

 

23-برای تصمیم گیری بعد ازتمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

25-به هیچ وجه انتقادپذیرنیستیم وفکر میکنیم کسی که عیب مارامیگوید

بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد بافریادمیخواهیم طرف مقابل راقانع کنیم.
29-درغالب خانواده ها فرزندان باید ازوالدین حساب ببرند،بجای اینکه به 

انها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

34
-اول ساختمان رامیسازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی وغیره صدها جای

 ان
راخراب می کنیم.
35-وعده دادن وعمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36-قبل ازقضاوت کردن نمیاندیشیم وبعد ازآن حتی خود راسرزنش هم نمیکنیم.

37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم


38-درحالی که حاضریم چندین ساعت دور هم بشینیم و چرت و پرت بگیم
 
حاضربه خواندن یک صفحه کتاب نیستیم درحالی که ادعا میکنیم باسوادترین کشور دنیا هستیم


39- همیشه به دنبال افرادی هستیم تا اعتراض را شروع کند تا دنبال او راه بیافتیم

جرات پیشقدم شدن را نداریم

 


برچسب‌ها: صادق هدایت, بوف کور, دردهای جامعه ایرانی, فرهنگ ایرانی, تمدن

تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ | 21:56 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
لطفا تا آخرش بخونید


My mom only had one eye.  I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
 

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت 

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره 

I was so embarrassed. How could she do this to me? 

  خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
 به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا   از اونجا دور شدم
 

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره
I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.
فقط دلم

میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم .  كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟ 

My mom did not respond... اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger. 

  حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings. 

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her. 

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
 سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
 

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی... 

I was happy with my life, my kids and the comforts 

  از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم 

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من 

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو 

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر 

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"

 سرش داد زدم  ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالا 

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد . 

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه 

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

 ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم . 

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی . 

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن كه اون مرده 

I did not shed a single tear.

ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم 

They handed me a letter that she had wanted me to have.

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن 

"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.

 ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ، 

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

 خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا 

But I may not be able to even get out of bed to see you.

 ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم 

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم 

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی


As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
So I gave you mine.
 

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه
 

With my love to you,

با همه عشق و علاقه من به تو...


برچسب‌ها: داستان واقعی, مادرکور, عشق مادری, داستان انگلیسی, شرف انسانیت

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ | 16:40 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
توصیه های پروفسورسمیعی راجع  مغز انسان

1.نخوردن صبحانه كسانی كه صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائین تری افت می‌كند.
این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود.


2. پرخوری
این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به ك...
اهش قدرت ذهنی می‌شود.

3- دخانیات
این امر باعث كوچك شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود.
4. استفاده زیاد قند و شكر
استفاده زیاد قند و شكر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می‌كند و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد

5. آلودگی هوا
مغز بزرگترین مصرف كننده اكسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث كاهش اكسیژن تامینی مغز شده و منجر به كاهش كارآیی مغز می‌شود.

6. كمبود خواب
خواب به مغزمان اجازه استراحت می‌دهد. دوره طولانی كاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.

7. پوشاندن سر به هنگام خواب
خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اكسید كربن و كاهش تجمع اكسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.

8.كار كشیدن از مغزتان در هنگام بیماری
كار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممكن است منجر به كاهش كارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود

9.كاهش افكار مثبت
فكر كردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزی ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.

10.كم حرفی

مكالمات انتزاعی منجر به رشد كارآئی مغز خواهد شد.


برچسب‌ها: پروفسورسمیعی, اسیب های مغزی, کمبود خواب, مغز, توصیه های پزشکی

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۶ | 19:30 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
http://static.niazerooz.com/im/p/91/0807/safe6348703590770.jpg

باورتان می شود که قبیله آدمخوار ها هنوز هم وجود داشته باشد. قبایلی که مرد مانش هنوز با شکار انسان های دیگر روزگار می گذرانند، آدم هایی که هنوز نمی دانند در چه قرنی زندگی می کنند و دنیا چقدر تغییر کرده است. اگر باورتان نمی شود بد نیست که بدانید مردمان قبیله «کرووای» که در نقاط دور از دسترس جنگل های پاپو آ در اندونزی زندگی می کنند، هنوز هم مانند انسان های اولیه، آدمخوار هستند.

قبیله کرووای که به نام «کولوفو» نیز شناخته می شود، متشکل از حدوداً 3000 نفر است که در جنوب شرق پاپوآ در گینه نو اندونزی زندگی می کنند.

افراد این قبیله در منطقه ای زندگی می کنند که در سراسر تاریخ کمتر انسانی به آنجا رفت و آمد کرده است و به همین دلیل آنها تا سال 1970 از اینکه در نزدیکی آنها شهر هایی وجود دارند که در آنها نیز انسان هایی ساکن هستند، خبری نداشتند.
با شرایط خاص این منطقه، می توان گفت که محل زندگی این قبیله قلمروی مجزا از دنیای امروز است، آنها ماهرترین شکار چیان تاریخ هستند که کمتر انسان یا حیوانی توانسته است از دستشان جان سالم به در ببرد.

http://i2.mikuixna.ir/2013/10/22/18375379_9332048bdefb.jpg

 

در دل جنگل های دست نیافتنی جنوب شرق استان پاپوای  اندونزی  و در 150 کیلومتری دریای آرافورا، قبیله ای به نام کرووای ساکن است. دنیای مردم این قبیله از دنیای انسان ها جداست. آنها شکارچیانی هستند که همه با هم نسبت های فامیلی دارند و برای زنده ماندن ناچارند هرچه را که دارند با هم تقسیم کنند. قبل از اینکه در سال 1974 این قبیله کشف شود آنها هیچ تماسی با دنیای خارج نداشتند.

افراد قبیله در خانه های درختی زندگی می کنند که ارتفاعی بین 6 تا 12 متر دارند. هرچند ارتفاع بعضی از آنها تا 35 متر هم می رسد. این خانه ها معمولا روی یک درخت ساخته می شوند ولی بعضی از خانه ها بر پایه چند درخت ساخته شده اند. این خانه ها ساکنان خود را از پشه ها، همسایگان مزاحم و (به عقیده افراد قبیله) از ارواح خبیث حفظ می کند'

http://static.niazeyhtbhtyrooz.com/im/p/91/0807/safe6348703588460.jpg



برای ساختن درخت لازم است ابتدا یک درخت محکم و قوی انتخاب شود. سپس قسمت های بالای درخت برداشته می شود. کف خانه از شاخه درست شده و اولین قسمتی است که ساخته می شود. کف را با نخل ساگو می پوشانند. دیوارها و سقف نیز از همین برگ ها ساخته می شود. خانه باید محکم باشد چون تعداد افرادی که در آن زندگی می کنند زیاد است.

به گزارش برترین ها تا به حال چندین فیلم مستند و مقاله راجع به زندگی این قبیله تولید شده است.  در سال 1993 فیلمی راجع به خانه های درختی و آدم خواری قبیله کرووای ساخته شد.

http://static.niazerooz.com/im/p/91/0807/safe6348703590700.jpg

http://static.niazerooz.com/im/p/91/0807/safe6348703590720.jpg


http://static.niazerooz.com/im/p/91/0807/safe6348703590750.jpg


برچسب‌ها: قبیله ادم خواران, اخرین مرز دنیا, پاپووا, اندونزی, قبیله کرووای

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۶ | 21:47 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |



1- داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !
2- هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !
3- مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !
4- هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !
5- اغلب مارها 6 ردیف دندان دارند !
6- وقتی به خورشید نگاه می کنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید !
7- قلب میگو در سر آن واقع است !
8- ظروف پلاستیکی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !
9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است !
10- دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند !
11- حس بویایی مورچه با سگ برابری می کند !
12- آیا می دانستید تصمیم بر این بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود !
13- با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 کیلومتر درست کرد !
14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشکیل شده است !
15- زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم کنونی اش بود !
16- در زبان عربی برای کلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد !
17- گرانترین کفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است !
18-برای تخمین زدن حشره های روی زمین کافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !

19- پشه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می کند !
20- فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد !
21- قلب وال در هر دقیقه فقط 9 بار می زند !
22- ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت !
23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 میلیون راس اعلام شد در حالی که جمعیت این کشور 4 میلیون نفر بود !

24- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !
25- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !
26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !
27- 90% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !
28- چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگا پیکسل عمل می کند !
29- آب دریا بهترین ماسک صورت است !
30- سرعت عطسه یک انسان برابر است با 160 کیلومتر در ساعت !


برچسب‌ها: دانستنیها, اطلاعات عمومی, سرگرمی, کوکا کولا, هوجقان

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۱ | 21:50 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
پسر به سفر دوري رفته بود و ماه ها بود که از او خبري نداشتند ...

مادرش دعا مي کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان مي پخت و هميشه يک نان اضافه هم مي پخت و پشت پنجره مي گذاشت تا رهگذري گرسنه که از آنجا مي گذشت نان را بر دارد.

هر روز مردي گو‍ژپشت از آنجا مي گذشت و نان را بر مي داشت و به جاي آنکه از او تشکر کند مي گفت: هر کار پليدي که بکنيد با شما مي ماند و هر کار نيکي که انجام دهيد به شما باز مي گردد !!!

اين ماجرا هر روز ادامه داشت تا اينکه زن از گفته هاي مرد گوژپشت ناراحت و رنجيده شد و با خود گفت: او نه تنها تشکر نمي کند بلکه هر روز اين جمله ها را به زبان مي آورد. نمي دانم منظورش چيست؟

يک روز که زن از گفته هاي مرد گو‍ژپشت کاملاً به تنگ آمده بود تصميم گرفت از شر او خلاص شود. بنابراين نان او را زهرآلود کرد و آن را با دستهاي لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت: اين چه کاري است که مي کنم؟

بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان ديگري براي مرد گوژپشت پخت.

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف هاي معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پير ن به صدا در آمد. وقتي که زن در را باز کرد، فرزندش را ديد که نحيف و خميده با لباسهايي پاره پشت در ايستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود

در حالي که به مادرش نگاه مي کرد، گفت: مادر اگر اين معجزه نشده بود نمي توانستم خودم را به شما برسانم . در چند فرسنگي اينجا چنان گرسنه و ضعيف شده بودم که داشتم از هوش مي رفتم . ناگهان رهگذري گو‍ژپشت را ديدم که به سراغم آمد. او لقمه اي غذا خواستم و او يک نان به من داد و گفت: اين تنها چيزي است که من هر روز مي خورم امروز آن را به تو مي دهم زيرا که تو بيش از من به آن احتياج داري.

وقتي که مادر اين ماجرا را شنيد رنگ از چهره اش پريد. به ياد آورد که ابتدا نان زهرآلودي براي مرد گوژپشت پخته بود و اگر به نداي وجدانش گوش نکرده بود و نان ديگري براي او نپخته بود، فرزندش نان زهرآلود را مي خورد.

به اين ترتيب بود که آن زن معناي سخنان روزانه مرد گوژپشت را دريافت:

https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR4tIJ11_2NrbLcIFiV9Vj18609B2Q03swLCRuNrwZPWWRXmxNc

هر کار پليدي که انجام مي دهيم با ما مي ماند و نيکي هايي که انجام مي دهيم به خود ما باز مي گردد

http://www.shereno.com/images-news2/thumbs/58227ca8b7f5cc24431752fdff97bd36250.jpg


برچسب‌ها: عقوبت, وجدان, نیکی, مسافر, خدا

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۲۱ | 22:28 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

گرمازدگی چیست؟
گرمازدگی موقعیتی حادّ و تهدید کننده زندگی است که در این حالت سیستم تنظیم کننده دمای بدن ، به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در هوای گرم یا تولید بیش از حدّ گرما در بدن و یا وجود هر دو حالت ، از کار می افتد.درحالت گرمازدگی بدن نمی تواند گرمای اضافی خود را دفع کند، در نتیجه دمای بدن خیلی افزایش می یابد که می تواند اندام های اصلی را تخریب کند.

 

علائم گرمازدگی و درمان گرمازدگی


علائم گرمازدگی چیست؟

علائم گرمازدگی شامل : پوست خشک و داغ – عدم تعریق – پوست ابتدا قرمز شده و سپس رنگ پریده یا کبود می شود – تنفس کوتاه و سریع – نبض سریع و ضعیف – افزایش دمای بدن به بیش از 40 درجه – سردرد – گرفتگی عضلات – گشادی مردمک چشم

 

علائم روحی و روانی گرمازدگی شامل : زدن سخنان بی ربط ، گیجی ، رفتار پرخاشگر، آشفتگی و هیجان، توهم– بی حالی ، رخوت و بی حسی ( واکنش های بدن بیش از حد آرام و آهسته می شود ) و تشنج است.


علائم گرمازدگی

 

علائمی که نشان می دهد در معرض گرمازدگی هستید، شامل :

ضعف و خستگی – کشیدگی و درد عضلات – استفراغ و تهوع – پوست رنگ پریده و چسبناک– دمای طبیعی بدن – گرفتگی عضلات – سرگیجه – ضعف و غش – ادرار زرد تیره یا نارنجی – سردرد و اسهال است.


تشخیص گرمازدگی

پزشک علائم شما را بررسی کرده و میزان فشارخون و دمای بدن شما را اندازه می گیرد.دماسنج مقعدی بیشتر از دماسنج دهانی در این موارد کاربرد دارد. در این حالت پزشک نمونه ادرار و خون شما را با تجویز آزمایش های مربوطه بررسی می کند.

 

درمان گرمازدگی

درمان عوارض مرتبط با گرمازدگی بستگی به شدت آن دارد.

درمان فوری گرمازدگی-گرمازدگی یک فوریت پزشکی است. اگر دیدید کسی دچار گرمازدگی شده، فوراً یک آمبولانس خبر کنید یا هر چه سریع تر او را به نزدیک ترین بیمارستان برسانید.

اولین اقدام ، کاهش هر چه سریع تر دمای بدن فرد است.

 

بنابراین اولین کاری که شما باید برای یک فرد گرمازده انجام دهید این است که :

1- لباس های فرد گرمازده را درآورده و بدن او را در آب سرد فرو برید. اگر چنین امکانی وجود نداشت، با استفاده از یک پارچه یا حوله یا اسفنج ، بدن فرد را با آب سرد خیس کنید یا اینکه قطعات یخ را به آرامی به بدن فرد بمالید.اگر مقدار آبی که در اختیار دارید کم است، ابتدا سر و گردن او را خنک کنید. تکه های یخ را روی گردن ، زیر بغل و کشاله ران او قرار دهید. توسط یک تکه کاغذ یا حوله یا پنکه ، او را باد بزنید.

 

2- بعد از حمام گرفتن ، فرد را در مکان خنکی قرار دهید.

 

3- پاهای فرد را در محل بالاتری نسبت به بدن او قرار دهید تا جریان خون بیشتر به طرف سر او برود.

4- دست ها و پاهای فرد را ماساژ دهید تا خونی که خنک شده ، به سمت مغز و مرکز بدن او برود.

 

5 - اگر شخص به هوش است، او را تشویق کنید تا کم کم آب یا یک نوشیدنی خنک بنوشد. ولی اگر شخص بی هوش باشد، نمی توانید این کار را انجام دهید، بنابراین همانطور که گفتم بدن او را خنک کنید تا وقتی به هوش آمد، آب بنوشد.

 

6- وقتی بدن فرد خنک شد، هر 10 دقیقه یک بار دمای بدن او را از طریق مقعد اندازه گیری کنید تا دمای بدنش کمتر از 38/5 درجه سانتیگراد نشود.

 

هنگامی هم که بدن فرد را در آب سرد فرو می کنید، باید مراقب باشید تا دمای بدنش کمتر از 39/5 درجه نشود. اگر هم دماسنج در اختیار نداشتید، تا وقتی که با لمس کردن بدن او احساس می کنید خنک نشده، عمل خنک کردن را ادامه دهید. ولی به محض خنک شدن بدن فرد ، عمل خنک کردن ( در آب سرد یا به شکل دیگر ) را متوقف کنید و اگر دمای بدن او مجدداً افزایش یافت، عمل خنک کردن را از نو شروع کنید.

 

مراقبت بیمارستانی از فرد گرمازده :

در بیمارستان امکانات بهتر و روش های دقیق تری برای کنترل دمای بدن وجود دارد. در آنجا دمای مرکزی بدن به طور مرتب کنترل می شود تا فرد دچار افت ناگهانی دمای بدن ( هیپوتِرمی ) نشود. آزمایشات خونی برای تعیین مقدار نمک و سایر املاح موجود در خون انجام می شود و مایع درمانی برای حفظ تعادل الکترولیت ها و آب بدن صورت می گیرد.

بعد از اولین گرمازدگی بایستی برای مدت چند هفته مقدار آب و نمک بدن و نیز عوارضی مثل ناتوانی کلیه کنترل شود . بعد ازاین حالت برای چند هفته، تغییرات دمایی بدن رخ خواهد داد که طبیعی است.

درمان ضعف و گرفتگی عضلات ناشی از گرمای زیاد :

معمولاً این عوارض را می توان در منزل درمان کرد.

- فرد باید در محل خنکی در منزل استراحت کند، لباس های نازک و نخی بپوشد، لباس های اضافی خود را در آورد، بدن خود را با آب سرد بشوید یا بوسیله یک حوله خنک مرطوب نگه دارد یا تکه های یخ را به بدن خود بمالد.

- همچنین از کولر یا پنکه برای خنک کردن خود استفاده کند.

 

- یک نوشیدنی خنک ، حاوی نمک بنوشد. مثلاً یک قاشق چایخوری یا مرباخوری نمک را در یک لیتر آب حل کند و در طی یک ساعت کم کم آن را بنوشد. همچنین می تواند یک قاشق غذاخوری شکر یا پودر شربت را برای افزایش کالری نوشیدنی، به آن اضافه کند. اگر فرد مسن است یا نمی تواند نوشیدنی شور بنوشد، باید او را به بیمارستان ببرید.

 

- گرفتگی عضلات را می توان با ماساژ دادن آنها برطرف کرد. باید روی محل گرفتگی فشار دهید و حوله ی گرمی روی آن قرار دهید. مصرف یک نوشیدنی شور، از عود گرفتگی پیشگیری می کند.

- فردی که دچار این عوارض شده است، حداقل باید 24 ساعت استراحت کند.




برچسب‌ها: گرما زدگي, پيشگيري از گرمازدگي, تابستان و گرمي هوا, هوجقان

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۳۰ | 13:36 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

ضمیر ناخودآگاه شما با نیروی عظیم و باور نکردنی

افرادی که اغلب اوقات می توانند تصمیمات درستی اتخاذ کنند یا ایده های منحصربه فردی دارند، بیشتر مواقع – آگاهانه یا ناخودآگاه – طرز فکر متفاوت و بدون محدودیت دارند.

آنها اصولا به احساسات درونی ضمیر ناخودآگاه خود پاسخ مثبت می دهند.بینش درونی می تواند شما را در رسیدن به اهداف، تصمیم گیری درست، خلق ایده های جدید و یافتن پاسخ های ذهنی کمک شایانی کند.

در وجود همه افرادی که ذهن هوشیار و درک کننده دارند یک شریک مخفی وجود دارد که تقریبا برای همه مسایل زندگی، پاسخی در آستین دارد. این شریک مخفی را با نام ضمیر ناخودآگاه و بینش درونی می شناسیم.

راهکار برای مشکلات، الهام برای خلاقیت و ایده های ناب برای تغییر سبک زندگی که بینش هر فردی ارائه می دهد، از ناخودآگاه او در ترکیب یا تعادل با تمرکز و آرامش به دست می آیند.

همه نویسنده ها، هنرپیشه ها، موسیقی دان ها و همه افراد موفق، ایده ها و خلاقیت ها خود را فقط از تمرین و آموزش های منطقی و آکادمیک به دست نیاورده اند، بلکه موفقیت آنها در نتیجه ترکیب این موارد با احساسات درونی و بصیرت ذاتی به دست آمده است.

به طور مثال، ایده ای به ذهنشان رسیده و گفته اند: «بله! همین است.» جایی که افراد به احساسات و صداهای درونی خود پاسخ مثبت می دهند و پاسخ های خود را از درون قلب و ذهنشان پیدا می کنند، مملو از احساسات و هیجانات مثبت در مورد حق به جانب بودن و «من کشف کرده ام»هاست.

این نوع احساسات، توهم واهی یا کوته بینی نیستند، بلکه احساسات غیرقابل وصف از درک پاسخ درست و یافتن راهکار مناسب هستند.

ما افرادی را دیده یا در مورد آنها شنیده ایم که همیشه در مسیر درست که برای آنها نفع دارد، قرار دارند.

شاید در این مساله شانس هم بی تاثیر نباشد اما همیشه هم شانس نیست که آنها را به موفقیت سوق می دهد. چیزی که باعث موفقیت دایمی این افراد می شود – آگاهانه یا ناخودآگاه – قابلیت گوش کردن به احساسات درونی و قوه ذهنیشان است که باعث می شود بهترین تصمیم را برای اینکه چه کاری را در چه زمانی انجام دهند، اتخاذ کنند.

عبارت هایی همچون «طرز فکرهای تخیلی» یا «متفاوت فکر کردن» تلاش های زبانی برای انتقال ارزش و اهمیت فراست درونی برای تصمیم گیری و پیدا کردن ایده های ناب هستند.

افرادی که اغلب اوقات می توانند تصمیمات درستی اتخاذ کنند یا ایده های منحصربه فردی دارند، بیشتر مواقع – آگاهانه یا ناخودآگاه – طرز فکر متفاوت و بدون محدودیت دارند. آنها اصولا به احساسات درونی ضمیر ناخودآگاه خود پاسخ مثبت می دهند.

بینش درونی می تواند شما را در رسیدن به اهداف، تصمیم گیری درست، خلق ایده های جدید و یافتن پاسخ های ذهنی کمک شایانی کند.

 

چگونه به بینش حقیقی دست بیابیم؟

 نخستین قدم، باور کردن و پذیرفتن این است که شما درون خود شریک عاقل و قدرتمندی دارید – ذهن ناخودآگاه شما – که می تواند راه درست برای اتمام کارها و رسیدن به اهداف را به شما نشان بدهد و اطلاعات و علم لازم برای شکل دادن به ایده ها را به شما می دهد.

سعی کنید به طور متوازن و مداوم خود را برای پذیرفتن قدرت ضمیر ناخودآگاه آماده کنید و از تفکرات فلسفی و منطقی بگذرید و بیشتر به سمت درک احساسی و قبول آن پیش بروید. وقتی به این مرحله از هیجان و انگیزه رسیدید، با درک ضمیر خود، احتمالات و پتانسیل های واقعی زندگی خود را ستایش کنید.

سپس، به طور واضح در ذهن خود به این فکر کنید به دنبال چه چیزی هستید، چه اطلاعات یا بینشی نیاز دارید تا با کمک ضمیر درونی خود به اهداف خود دست پیدا کنید. با تمرکز فکری روی این مساله، ضمیر ناخودآگاه شما آغاز به کار می کند و شما نیز می توانید در این مسیر به او کمک کنید.

چگونه؟

بیش از 20 مرتبه – مثلا هنگام خواب – با خود تکرار کنید: «ضمیرناخودآگاه من راه درست را به من نشان خواهد داد ... » یا «اکنون ضمیر ناخودآگاه من راهکار درستی به من می دهد

سپس به خود آرامش بدهید و اجازه دهید تا راهکارهای مناسب در ذهن شما نقش ببندند.

 ________________________________________

مراحل تمرینی

شما نیز باید با به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد مشکل، سوال یا موضوع پیش آمده به ضمیر خود کمک کنید تا بهترین پاسخ را بیابد. سعی کنید تا حد امکان بیشترین اطلاعات را در مورد موضوع موردنظر پیدا کنید و نگران یافتن راهکار یا پاسخ هم نباشید. کاری که در این مرحله انجام می دهید، جذب اطلاعات ذهنی بیشتر است که جنبه های مختلف آن موضوع به طور جالبی شروع به بازی در مقابل یکدیگر می کنند.

در حالت آگاهی ممکن است به احساسات پیچیده خاتمه بدهید اما ضمیر ناخودآگاه شروع به یافتن پاسخ ها و راهکارها می کند و خیلی زود آن را به ذهن شما می فرستد.

پس از صرف زمان برای این کارها، اجازه دهید تا اطلاعات به دست آمده در ذهن شما بنشینند. به هیچ عنوان، برای یافتن پاسخ های فوری عجله یا هیجان نداشته باشید. فقط خاطرجمع باشید ضمیر ناخودآگاه شما در وقت مشخص خود پاسخ و راهکار درست را به شما ارائه خواهد داد.

این حالت زمانی به دست می آید که شما کاملا آرام هستید و به مشکل یا سوال خود فکر نمی کنید. در این حالت به طور ناگهانی فکری به ذهنتان خطور می کند و پاسخ سوال های خود را می یابید. منطق و قدرت درونیتان به شما کمک می کند تا راهکارهای مناسب که دنبال آنها بودید را پیدا کنید.

سرعت پردازش اطلاعات آگاهانه در مغز شما برابر

دوهزار بیت در ثانیه است یعنی وقتی شما آگاهانه به موضوعی می اندیشید پتانسیل ذهن شما چنین سرعتی دارد و این درحالی است که سرعت پردازش واقعی اطلاعات در مغز شما چهارصد میلیارد بیت در ثانیه است ولی این سرعت پردازش در اختیار ناخوداگاه شماست  یعنی توانی برابر 200 میلیون برابر آنچه در حالت عادی از آن بهره می برید.

اگر علاقمندید بتوانید با قدرت اعجاب انگیز ناخوداگاه خود آشنا شوید واز آن در حل مشکلات زندگی خود کمک بگیرید خودهیپنوتیزم را فرا بگیرید چون  فقط در حالت خودهیپنوتیزم است که از قدرت ناخوداگاه خود بصورت آگاهانه می توانید بهرهمند گردید.


برچسب‌ها: سرعت پردازش ذهن, مغز, هیپنوتیزم, تکنولوزی ذهن, تقویت مغز و حافظه

تاريخ : جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۳۱ | 4:4 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

اگرهمه ی جمعیت روی کره ی زمین 100 نفر باشد با نسبتهایی که امروز وجود دارد خواهیم داشت:

57نفر آسیایی ـ 20 نفر اروپایی ـ 8 نفر آفریقایی ـ 6 نفر آمریکایی و مابقی هم مربوط به سایر نقاط دنیا

52نفر زن و 48 نفر مرد هستند

30نفر سفید پوست و 70 نفر رنگین پوست هستند

80نفر در فقر زندگی می کنند

50نفر از سوء تغذیه خواهند مرد

70نفر می توانند بخوانند

فقط1 نفر تحصیلات عالیه دارد

تنها1 نفر کامپیوتر دارد و ....

اگر شما تا کنون برای مدتهای مدید گرسنگی را تحمل نکرده اید/ اگر درگیر قحطی نشده اید/

اگر سقفی بالای سر دارید

بدانید که از 500 میلیون نفر خوشبخت ترید

اگر خوراکتان را در یخجال و لباسهایتان را در کمد نگهداری می کنید

بدانید که از 59٪ از کل جمعیت دنیا ثروتمند ترید/

پس ( قدر خود رابدانید) و سعی کنید از کمترین امکانات بیشترین بهره را ببرید.

حالا خودتان قضاوت کنید ایا زندگی زیبا نیست؟

ایا باز هم از زندگی گله دارید؟

ایا باز هم به نام وبلاگ که همانا زندگی زیباست ایراد میگیرید؟

زندگی زیباست Hayat Pis Dagil Gozgon Dayis

فقط کافیست عینک بدبینی رو درش بیاری !

اره بیاندیش...

زندگی زیباست...


برچسب‌ها: زندگی زیباست, هوجقان, میرعلی موسوی, خوش بینی, سوء تغذیه

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ | 1:24 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

وبلاگ تخصصی اینجانب , سیدعلی موسوی

در زمینه پژوهشگری علوم اجتماعی به ادرس

http://www.pajohesh-e-marand.blogfa.com/

به صورت ازمایشی افتتاح شد

امید ان دارم با یاری خداوند متعال و انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان بتوانم این وبلاگ را به مرجعی در زمینه علوم اجتماعی برسانم تا خدمتی برای دوستداران اهل علم کرده باشم

و منابع کثیری در اختیار دانشجویان و دانش پژوهان گرایش پژوهشگری گذاشته باشم



برچسب‌ها: سیدعلی موسوی هوجقان, پژوهشگر جوان, علوم اجتماعی, جامعه شناسی, پژوهشگری

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۲ | 1:25 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/2/14/316740_723.jpg
تنها دو روز پس از نبش قبر «حجر بن عدی» از یاران امام علی (ع) در دمشق، وهابی‌ها آرامگاه برادر امیرالمومنین (ع) در جنوب اردن را به آتش کشیدند.

شریان نیوز:
هنوز دو روز از اهانت به آرامگاه «حجر بن عدی» از یاران امام علی(ع) در دمشق نگذشته است که صدها تندروی تکفیری در «کرک» واقع در جنوب اردن مقام «جعفر بن ابی طالب» را به آتش کشیدند.

پنجشنبه گذشته، آرامگاه حجربن عدی کندی که به دست معاویه به شهادت رسید، به وسیله مزدوران و تروریست‌های سلفی سوریه نبش قبر شد. گروهک‌های تروریستی، ابتدا ضریح حجر بن عدی را در منطقه «عدرا» تخریب و سپس نبش قبر کردند.
آرامگاه جعفر بن ابی‌طالب معروف به جعفر طیار، در منطقه «المزار» در استان کرک واقع در جنوب اردن قرار دارد و برای فرقه اسماعیلی که یکی از فرقه‌های شیعی است، اهمیت خاصی دارد.

در حالی که تجاوزها و اهانت‌های پیاپی به مقدسات اسلامی و قبور اولیاء الله از سوی وهابی‌ها خشم جهان اسلام را برانگیخته است، مقامات اردن در قبال این اهانت به آرامگاه جعفر بن ابی طالب، سکوت کرده و رسانه‌های این کشور نیز از انتشار این خبر خودداری کرده‌اند
بنابر این گزارش، جسد «حجر بن عدی» هنوز سالم بوده و تروریست‌ها، پیکر وی را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند.
 

 
و این هم ارامگاه حجر بن عدی قبل از تخریب
http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1392/2/14/56402_942.jpg

لازم به یاد اوری است  تصویری را که مشاهده میکنید در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر شد که منتشر کنندگان آن مدعی شدند تصویر پیکر مبارک “حجر بن عدی” می باشد.

l

بجز شبکه الغوطه شرقی هیچ سایت یا شبکه رسمی تا این لحظه عکس جناب حجر رو تایید یا تکذیب نکرده اند

لطفا نظر خودتان را در قبال این دسته از اعمال ذکر کنید



برچسب‌ها: تصویرحجربن عدی, جعفر طیار, جسد نپوسیده, عکس حجربن عدی و جعفرطیار, جعفربن ابی طالب معروف به جعفرطیار

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۵ | 12:23 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
هر زمان كه به آغوشی نیاز دارم آغوشت به روی من باز است . زمانهایی را كه به وجود یك دوست نیاز دارم دلت می فهمد . زمانی كه به آموختن درسی نیاز دارم چشمان بخشنده ات حالتی سختگیرانه و جدی به خود می گیرند . قدرت و عشق تو مرا هدایت كرده و بال پرواز من بوده است . مادرها در هر زمانی و هر مكانی و هر شرایطی كه فرزندانشان به وجود شان نیاز دارند حاضرند حتی زمانهایی كه اصلاً فرزندان دوست داشتنی نیستند .

هیچ کس نسوخت دلش برام اونجور که تو دلسوزمی

تویی که فقط دلواپس هر شب و هر روز منی
مادر چراغ خونمی،من بشکنم تو نشکنی
گُلِ گل خونه ی دلم،الهی قربونت برم
آی مهربون خانوم جونم،تویی دوا و درمونم
بخندونم بگریونم،بخندونم بگریونم
تو تنها عاشقی که توام نگی من می دونم
به پای عشقت می مونم،به پای عشقت می مونم
می خوام که دیوونه بشم،از عطر بوی پیرهنت
موهامو شونه کن برام،بشون منو تو دامنت
گذاشتی عمرو جونِتُ به پای روزگار من
توی این دیار بی کسی تنها تو بودی یار من
مادر چراغ خونمی،من بشکنم تونشکنی

گل گل خونه ی دلم،الهی قربونت برم

در جست‏جوی نشانی‏ ات، کوه‏های بسیار را فروریخته می‏بینم و دریاهای بی‏شمار را از سکه افتاده. کلید دروازه‏های روشن دور، در دستان تو است؛ آن‏گاه که بر اندیشه‏ های نوباوه و جوان، جاده‏های بی‏تردید را لبخند می‏زنی.
از دامن برکت خیز تو است که مردان آفتاب و زنان رود ، سمت افق‏های آسمانی را پی می‏گیرند.
خاطره ‏ات ، استوای مهربانی را در زمهریر فاصله‏ ها، شعر می‏شود. آینده، دستان با کفایت تو را بر شانه‏ های نونهال، به یاری می‏طلبد.

باش تا تلاقی نگاه‏مان، مزارع آفتابگردان را به بار بنشاند.


مادر ! مقدس کلمه ای که در وهم جملات نمیگنجد . مجازی گفتن ازش کمودی به نهایت تاریخ را به رخ میکشد

 روزت مبارکنفسم

پدرم برادرم بهترین دوستم خدای زمینم  و یه کلوم  مادرم روزت مبارک

مادر من نقش 5 نفر را در زندگی ام بازی میکند

فدای دل بی طاقتت مادرجانم

 


برچسب‌ها: نفسم مادر, روز معلم, متن تبریک, تبریک روز مادر, متن ترانه شهره

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ | 8:0 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

تصور کن برنده يک مسابقه شدي و جايزه ات اينه که بانک هرروز صبح يک حساب برات باز مي کنه و توش هشتادوشش هزاروچهارصد دلار پول مي گذاره   ولي دو تا شرط   داره.

يکي اينکه همه پول را بايد تا شب خرج کني ، وگرنه هرچي اضافه بياد ازت پس مي گيرند.

نمي توني تقلب کني و يا اضافه پول را به حساب ديگه اي هم نمیتونی منتقل کني.

هرروز صبح بانک برات يک حساب جديد با همون موجودي باز مي کنه.

شرط بعدي اينه که بانک مي تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلي حسابو ببنده و بگه جايزه تموم شد.

حالا بگو چه طوري عمل مي کني؟

همه ما اين حساب جادويي را در اختيار داريم:

          زمان . . .

اين حساب با ثانيه ها پر مي شه. هر روزکه از خواب بيدار ميشيم هشتادوشش هزارو چهارصد ثانيه به ما جايزه ميدن و شب که مي خوابيم مقداري را که مصرف نکرديم نميتونيم به روز بعد منتقل کنيم.

لحظه هايي که زندگي نکرديم از دستمون رفته.   ديروز ناپديد شده.  هرروز صبح جادو مي شه

و   هشتادوشش هزاروچهارصد ثانيه به ما ميدن.

يادت باشه که من و تو فعلا از اين نعمت برخورداريم ولي بانک مي تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلي ببنده.

ما به جاي استفاده از موجوديمون نشستيم بحث و جدل مي کنيم و غصه مي خوريم.

بيا از زماني که برامون باقي مونده لذت ببريم


برچسب‌ها: برنده, جایزه, بانک, حساب, دلار

تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ | 22:42 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |


تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۳۰ | 14:42 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

بوی عیدی بوی توپ

 بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض

 عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمسونو  سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

این اهنگو زنده یاد فرهاد در سال ۱۳۵۵ به آهنگسازی اسفندیار منفرد زاده اجرا کرده امیدوارم از متنش خوشتان بیاد


برچسب‌ها: بوی عیدی, عطر, آب, محمدی, ماهی

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۳۰ | 14:0 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |

الوداع خاطره ها... ،

یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد...

روزگاری که پر از خاطره بود تلخ و شیرین ، زشت و زیبا

تلخشان شیرین ، یادشان شیرین تر

شاد بودید یا که غمگین فارغ از رنگ یا که رنگین

هر چه بودید ، بمانید بجا ، خاطره ها

الوداع خاطره ها ،

 یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد

الوداع...

سلام سال جدید

سلام سال 92

 سلام روشنی ها


سال شمسی ۹1:

یاد گرفتم مصمم و با اراده به دنبال هدفم بروم .

یاد گرفتم خودم باشم و هرگز برای کسی نقش بازی نکنم .

یاد گرفتم من هم ضعف هایی دارم که باید برای از بین بردن آنها تلاش کنم .

یاد گرفتم دوست بدارم و دوست داشته شوم.

یاد گرفتم باید در زندگی برای خودم لحظه های خوبی بسازم و از آن لذت ببرم .

و هزاران  هزار چیز دیگر که اگر بنویسم ساعت ها طول میکشد..
 
اگر خدا بخواهد در سال جدید بر انم موفق تر از سالهای گذشته باشم



تاريخ : شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۶ | 21:40 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
دوست عزیزمان,خواننده نسل جوان

علی ملکی

اینبار دردهای یک عشق واقعی اما بی وفایش را اینطور به رشته تحریر در اورده

پس خواهشمندم در صورت کپی برداری به نام شاعر یا منبع ترانه اشاره کنید


شکنجه


این خبر به دورترین نقطه دنیا برسه

اون نخواست که به منه خسته و تنها برسه

اخ شکنجه بیشتر از این که جلو چشم خودت

کسی که سهم تو بود به یکی دیگه برسه؟

چه حالی میشی کسی رو که دوسش داشتی یه عمر

بی بهونه بت بگه دیگه نمیخوامت تورو

بی خدافظی بره عاشق یکی دیگه شه

حالا جای تو بگیره یه غریبه دستشو

یکی نیس بهش بگه خیلی نامردی گلم

وقتی با اون دیدمت باره شد بند دلم

چرا نگفتی بهم از نگام خسته شدی؟

به عشق یکی دیگه اسیر و وابسته شدی

ای عشق بست و بی مرام از دست تو خونه دلم

چجوری باور بکنم این قصه تلخ و گلم؟

رفتی و دل به کسی باختی که از من کمتره

الهی یه اب خوش از توو گلوت بایین نره

اما نه نفرین نه

الهی که خوشبخت شه

نمی خوام یه روزی اهم بگیره دامنشو

ارزوم فقط اینه عشقش بره از توو دلم

کاری کن از سر ببرم ناز اون نگاهشو


شعر از علی ملکی

تقدیم به او که در اوج زندگی رهایم کرد

در ضمن آهنگ زیبای شکنجه با شعر و صدای علی ملکی از همین الان قابل دانلود برای تمام دوست داران سبک جدید موسیقی احساسی POP است


برچسب‌ها: شکنجه, علی ملکی, هوجقان, متن ترانه, شعر

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۶ | 0:32 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
ولنتاین

تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) یا همان ولنتاین ایرانی به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند یعنی ۲۵ بهمن ماه (ولنتاین) و ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) !

چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک، شکلات و … در کشورمان باب شده است. اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در روز ولنتاین باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند...

 

تاریخچه روز ولنتاین:

روز ولنتاین-تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه روز ولنتاین می‌‌دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه  آئین ولنتاین دارند.

 

 

روز ولنتاین-در صده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه‍ایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان ولنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

 

هدیه روز ولنتاین :

در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز ولنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از آداب  روز ولنتاین به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی رویه ان.

 

تاریخچه سپندارمذگان:(ولنتاین ایرانی)

ولنتاین ایرانی :در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده‌است. در تقویم ایرانی دقیقا مصادف است با ۵ اسفند که در گاهشماری کنونی برابر است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از روز ولنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته‌است.

 ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌ است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانسته اند. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول “روز اورمزد”، روز دوم، روز بهمن معنی “سلامت، اندیشه” که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.

 


سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای ولنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.

 (ولنتاین ،روز عشق مبارک باد )

(روز ولنتاین ، روز عاشقان مبارک باد )


برچسب‌ها: ولنتاین, روزعشق, سپندارمذگان, تاریخچه, هدیه

تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۲ | 0:1 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |
وقتی که خیلی دیره ،

تازه می فهمی که اونی که از همه ساکت تر بود بیشتر از همه دوستت داشت.

 ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود...

ما ز هر صاحبدلی یک رشته فن اموختیم...

عشق از لیلی وصبر از کوه کن اموختیم...

گریه از مرغ سحر...

خود سوزی از پروانه ها ...

صد سرا ویرانه شد تا ساختن اموختیم...!!



برچسب‌ها: هوجقان, پروانه, عکس موسوی, متن ادبی, مرغ سحر

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۱ | 22:30 | نویسنده : میرعلی موسوی هوجقان(سید) |